وقتي که بيماري ، وقتي که بيماري نوشتن داري ، وقتي که بيماري وبلاگ نويسي داري ، وقتي که باز هيجان اين کار سراسر وجودت را فرا مي گيرد و در کنارش از بازگشت دوباره خجالت ميکشي
و از طرفي حس نوشتن دوباره ، حرف زدن دوباره
حس داشتن يک کامنت !!
و صد ها حس ديگر از ذوق و خشم گرفته تا عشق ونفرت وجودت را فرا ميگيرد
و ميبيني اگر ننويسي شايد اين حس هاي که همين ها زندگي را ( حداقل براي من ) معني کرده اند از يادت مي روند و
اگر بخواهي همه را باز هم داشته باشي کاري نمي تواني بکني جز اين که در يک شب گرم تابستان اهواز خسته و کوفته به مانيتور ذل بزني و با پرويي تمام باز هم وبلاگ بنويسي بنويسي که يادت نرود
مي نوشتي .. مي نويسي ...
1 نظرات:
میچرخم و میگردم و می غرم از این باد
اسرار نهانم ،چو عیان گردد از این یاد
گه کاه و گهی کوه شوم من به بر او
تا بوده همین بوده و تا هست همین هست
****************************
تفسیر الگیزان:بازگشت دوباره ات را به "بلاگ اسپات" به تمام مسلمین جهان تهنیت عرض مینماییم .
ارسال يک نظر