پنجشنبه ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

Hungarian Rhapsody No. 2

نمی دانم راپسودی مجار شماره دو C-sharp Minor را کامل گوش کرداه اید یا نه - یک اثر فوق العاده از Franz Liszt که می توان بارها و بارها آن را گوش داد .
جالب آنکه اکثر ما قسمت هایی از آنرا قبلاً در کارتون ها ی Donald Duck, Tom & Jerry , Woody Woodpecker, Bugs Bunny شنیده ایم .
این اثر یازده دقیقه ارکسترال مرا می برد به فضایی متفاوت ، حس و حالی عجیب میدهد به من ؛ به همان معنای راپسودی .
آثار ارکستری Franz Liszt:
یک سمفونی فاوست ، دانته ، پوئم سمفونی‌های تاسو ، ارفه ، هاملت ، مازپا، آنچه در کوه شنیده می‌شود ، له پرلود ، و پرمتئوس
Franz Liszt در ویکی پدیا [+]

دوشنبه ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

پک

باید چه کار کنم که نکرده ام ؟
فکر کنم ؟
از فکر کردن نتیجه چه شد ؟ نتیجه چه می شود ؟ می خواهم بمانم ، می خواهم بروم !
ماندن ، رفتن ، بودن ، شدن ، ....
همه چیز دور سرم چرخ می زند ، خسته ام ، مقاومت میکنم ؛ سال هاست که دارم مقاومت می کنم در برابر خودم
تر کهایی که خورده ام را پنهان می کنم ، آشکار که می شوند خنده دار می شوم !
حتی ترحم بر انگیز هم نه !
یک پک دیگر ، و پک تنها دوست سالیان سرگردانی است
یادگار آنان که رفتند ، آمدند ، ماندند و نماندند ؛
خالی شدم !

سه‌شنبه ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

Cinderella Man

عجیبه واسم که بعضی ها با چه لذتی مسابقات بوکس رو نگاه میکنند ، دو نفر به طرز وحشتناکی به هم صدمه می زنند و همدیگر را خورد می کنند و هیچ جایی برای باز جوانمردانه باقی نمی گذارند و جوانمردی اصلاً در بوکس حرفه ای و ورزش های امثال آن ( تای بوکسینگ کشتی کج و..) جایگاهی ندارد . حداقل برای من دیدن چنین صحنه هایی بسیار چندش آور است .
دیشب از قضای روزگار فیلم Cinderella Man رو دیدم که بر اساس زندگی james.j.braddock ساخته شده ، braddock قهرمان بوکس حرفه ای امریکا در سال ها 33-35 میلادی است . در این سال ها ( سالهای قبل از جنگ جهانی دوم بحران اقتصادی شدید در امریکا بوده که حتی می گویند تعداد بسیاری در نیویورک ، آستین و دیگر شهر های بزرگ امریکا در خیابان بر اثر گرسنگی مرده اند . braddock شخصیتی است که برای نجات خانواده اش و دور هم نگاه داشتن آنهاست که مسابقه می دهد و استخوان هایش را بدست تلخ روزگار می سپارد .

فیلمی خوش ساخت با تعلیق قوی و موزیک خوب و بازی فوق العاده راسل کرو که ارزش یک بار دیدن رو به خوبی داره .احساسات قوی و تعلیق از اواسط فیلم به شدت تماشاچی رو تحت تاثیر قرار میده .
سایت james.j.braddock [+]
سایت فیلم در imdb [+]

یکشنبه ۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

رنگ شهر آشوب

سنتور صدای خاصی دارد ، همین طور شیوه ی نوازشی خاص (من صرفاً شنونده وبیننده بوده و هستم ) ، نه از نظر شمایل به ساز دیگری شبیه است نه از نظر نوازندگی من هیچ سازی ندیده ام تا کنون که شبیه سنتور نواخته شود نوازندگی آن چیزی بین سازهای زهی است و سازهای کوبه ای . صدایش آرامشی خاص می دهد به شنونده ، من بسیار از شنیدن صدایش لذت می برم ، چند روز پیش در میان انبوه کاست ها ی کاست فروشی نبش کاوه کاست "رنگ شهر آشوب " فرامرز پایور چشمم را گرفت که فوق العاده است و به راحتی تبدیل شده به خوراک موسیقی این روزهای من .


به طور کلی ، رنگ نوعی فرم موسیقایی است که برای رقص ساخته و تنظیم می شده و معمولاً آن را در پایان یک دستگاه اجرا می کنند هر تکه از رنگ حرکت ها ( فیگورهای) خاصی دارد که توسط استادان فن تنظیم و تعلیم داده می شده و با ملودی های رنگ کاملاً مطابقت داشته ، متاسفانه کسانی که با این فیگورها آشنایی داشته اند یا در گذشته اند یا آنها را به دست فراموشی سپرده اند .*
*.برگرفته از جلد کاست
لینک های مرتبط :

شنبه ۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

بیماری وبلاگ نویسی

وقتي که بيماري ، وقتي که بيماري نوشتن داري ، وقتي که بيماري وبلاگ نويسي داري ، وقتي که باز هيجان اين کار سراسر وجودت را فرا مي گيرد و در کنارش از بازگشت دوباره خجالت ميکشي
و از طرفي حس نوشتن دوباره ، حرف زدن دوباره
حس داشتن يک کامنت !!
و صد ها حس ديگر از ذوق و خشم گرفته تا عشق ونفرت وجودت را فرا ميگيرد
و ميبيني اگر ننويسي شايد اين حس هاي که همين ها زندگي را ( حداقل براي من ) معني کرده اند از يادت مي روند و
اگر بخواهي همه را باز هم داشته باشي کاري نمي تواني بکني جز اين که در يک شب گرم تابستان اهواز خسته و کوفته به مانيتور ذل بزني و با پرويي تمام باز هم وبلاگ بنويسي بنويسي که يادت نرود
مي نوشتي .. مي نويسي ...